printlogo


کد خبر: 96963تاریخ: 1394/8/17 00:00
در میزگرد مجازی «ایران» با گروهی از موزه‌داران کشور مطرح شد

افزایش بهای بلیت تأثیری در ارتقای کیفیت موزه‌ها ندارد





  فاطمه احمدی

هفته گذشته سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری کشور اعلام کرد بهای بلیت ورودیه موزه‌ها، بناها و محوطه‌های تاریخی تحت پوشش خود را تا
50 درصد افزایش داده است. این خبر بازتاب وسیعی در جامعه موزه‌داران، تورگردانان و رسانه‌ها داشت و نظرات متفاوتی درباره آن ابراز شد. آنچه مسلم است افزایش بهای بلیت موزه‌ها - که برای سومین بار در سالیان اخیر صورت می‌گیرد - خالی از پیامدهای اجتماعی و اقتصادی برای موزه‌ها نیست. روزنامه ایران به منظور بررسی این پیامدها، میزگردی مجازی را با حضور گروهی از موزه داران کشور در گروه تلگرامی «انجمن موزه‌داران» تشکیل داد تا نظرات آنان را در این‌باره جویا شود. در این میزگرد که من( فاطمه احمدی از موزه ملی تاریخ پزشکی) اداره آن را برعهده داشتم، افراد زیر حضور یافتند: داریوش اشجع، طراح و مشاور موزه، لیلا حقیقت‌جو از مجموعه تاریخی- فرهنگی کاخ گلستان؛ رضا دبیری‌نژاد از موزه ملی ملک، ولی‌الله دهقانی از اداره کل میراث فرهنگی استان البرز، حسین ذهبی، کارشناس امور موزه‌های استان آذربایجان شرقی، روشنک سعادتی از موزه ملی ملک، میثم عبدلی از موزه ملی ملک، ندا عزیزیه از موزه هنرهای معاصر اهواز؛ مهران غلامی، طراح و مشاور موزه، سرور قادری از موزه ملی تاریخ‌پزشکی؛ حمیدرضا کریمی از موزه‌های آستان قدس رضوی، مهدیه منوچهری از موزه هنرهای تزئینی مجموعه تاریخی-فرهنگی سعدآباد و فتح‌الله نیازی، مرمت‌گر آثار تاریخی. در ادامه چکیده‌ای از نظرات شرکت‌کنندگان در این میزگرد مجازی را از نظر می‌گذرانید:

ëپرسش اول: خوب یا بد؟
نخستین پرسشی که درباره افزایش بهای بلیت موزه‌ها و بناهای تاریخی مطرح می‌شود این است که آیا این افزایش در شرایط کنونی اقتصاد ایران، اقدام مناسبی بود و آیا تأثیری در تعداد بازدیدکنندگان موزه‌ها خواهد داشت؟
ندا عزیزیه می‌گوید: «تغییر قیمت بلیت بدون آنکه راهکارهای مناسب را برای حضور مردم در موزه‌ها پیدا و عملی کرده باشیم، اقدام بی‌ارزشی است.» ولی‌الله دهقانی نیز بر این باور است که «با توجه به رکود اقتصادی بهتر بود این اتفاق نمی‌افتاد یا بهای بلیت با مبلغ کمتری افزایش پیدا می‌کرد.» سرور قادری نظر متفاوتی دارد و می‌گوید: «تجربه ثابت کرده است که افزایش قیمت برای کسانی که تمایل به دیدن آثار هنری دارند، باعث نمی‌شود که از بازدید خود صرف‌نظر کنند.» اما مهدیه منوچهری، موضوع را دقیق‌تر مورد بررسی قرار می‌دهد و اظهار می‌دارد: «بهتر بود که افزایش قیمت، نسبی و مورد به مورد باشد. مثلاً درصد افزایش قیمت بلیت مجموعه سعدآباد با 12 موزه (و 12 بلیت) نمی‌تواند با موزه رضا عباسی که مخاطب با یک بلیت وارد می‌شود، یکی باشد. همچنین لازم بود درصد افزایش بلیت گردشگران خارجی و داخلی متفاوت باشد.»
روشنک سعادتی فرهنگ موزه رفتن میان ایرانیان را به نوعی ضعیف ارزیابی می‌کند و می‌پرسد: «آیا ایرانی‌ها حاضرند به هر قیمتی رفتن به موزه را تجربه کنند؟ فراموش نکنیم آدم‌ها برای آن چیزی که در نظرشان ارزشمند است، هزینه می‌کنند. حالا کدام موزه ارزش پرداخت قیمت بالای بلیت را دارد؟» شاهد مثال او را می‌توان در سخنان حمیدرضا کریمی جست‌وجو کرد که می‌گوید: «طبق نظرسنجی صورت گرفته در موزه‌های آستان قدس رضوی، مبلغ ورودیه برای بازدیدکنندگان عام مهم است. در این موزه‌ها اگرچه قیمت بلیت ناچیز است، اما یکی از راه‌های کنترل جمعیت وعامل بازدارنده برای ورود مردم است.»
در این بین، حسین ذهبی به سوابق موضوع اشاره می‌کند و می‌گوید: «قیمت بلیت موزه‌ها در یک دهه اخیر و تا قبل از افزایش دو سال گذشته، تغییر خاصی نداشت و برای مدت‌ها ثابت مانده بود، به گونه‌ای که بعد از طرح هدفمند کردن یارانه‌ها و تورم ایجاد شده و افزایش تعرفه حامل‌های انرژی، نرخ بلیت موزه‌ها بیشتر به شوخی شبیه بود. بنابراین سازمان میراث فرهنگی تصمیم به افزایش نرخ بلیت گرفت اما توجیه مسئولان رده بالای سازمان برای انجام این کار، سخت و زمانبر بود؛ زیرا آنها از تبعات روانی افزایش قیمت و کیفیت پایین موزه‌های داخلی نسبت به موزه‌های خارجی نگران بودند و برای رفع ابهامات و مشکلات، تصمیم به درجه‌بندی موزه‌ها گرفته شد.» البته رضا دبیری‌نژاد معتقد است درجه‌بندی (موجود) موزه‌ها برمبنای بزرگی یا تعداد آثار کار درستی نیست و بهتر بود که سازمان میراث فرهنگی شاخص‌های دیگری را در این‌باره مدنظر قرار می‌داد.
او در ادامه بحث اظهار می‌دارد: «به نظر می‌آید که بلیت موزه برای مخاطبان یک مانع است. بیشتر آنها تصور می‌کنند چون موزه جایی دولتی یا شبه‌دولتی است، نباید هیچ هزینه‌ای بپردازند و از این‌رو همیشه در گیشه بلیت‌فروشی موزه‌ها می‌توانیم شاهد بحث‌ها و مشاجره‌های بسیار و حتی دوز و کلک مخاطبان برای گرفتن تخفیف یا طفره رفتن از خرید بلیت باشیم. این درحالی است که بهای بلیت سینما، تئاتر و کنسرت‌های موسیقی چند برابر بهای بلیت موزه‌هاست و کسی هم اعتراض ندارد. شاید بتوان یک علتش را طبقه خاص مخاطب کنسرت و تئاتر و سینما دانست یا اینکه گفت در این فضاها و رویدادها نوعی احساس مشارکت و تفرج وجود دارد که در موزه‌ها وجود ندارد.»
ëپرسش دوم: تأثیرگذار یا بی‌تأثیر؟
سخنان رضا دبیری‌نژاد مقدمه‌ای است برای طرح پرسش دوم که آیا افزایش نرخ بلیت موزه‌ها – چنانکه مدیران سازمان میراث فرهنگی مدعی شده‌اند – به ارتقای کیفیت آنها منجر می‌شود؟ در این مورد، برخی موزه‌داران مانند داریوش اشجع پذیرش یا نپذیرفتن مردم نسبت به افزایش بهای بلیت را مشروط می‌دانند. او می‌گوید: «اگر این افزایش قیمت با افزایش کیفیت و خدمات‌دهی بهتر موزه‌ها همراه باشد و بازدیدکننده این تغییرات رو به جلو را حس کند، در آن صورت در برابر افزایش قیمت بلیت واکنشی نشان نمی‌دهد و حتی استقبال هم می‌کند.»اما بیشتر شرکت‌کنندگان در بحث، معتقدند افزایش بهای بلیت به افزایش کیفیت موزه‌ها منجر نخواهد شد. برای نمونه، حسین ذهبی می‌گوید: «به نظر من افزایش خدمات رخ نخواهد داد، چون اگر می‌خواست چنین شود تا حالا رخ داده بود. از این گذشته، پول افزایش قیمت بلیت به خزانه می‌رود و تأثیری در افزایش کیفیت موزه‌ها ندارد مگر اینکه موزه‌ها به شکل هیأت امنایی اداره بشوند و مالک درآمد خودشان باشند.»
مهدیه منوچهری نیز می‌افزاید: با تجربه بیست ساله‌ای که داریم، می‌دانیم که افزایش قیمت تأثیری در بالا رفتن کیفیت موزه‌ها نخواهد داشت و تنها مخاطبان کم درآمد خود را از دست خواهند داد.» لیلا حقیقت‌جو نیز با این دو هم‌عقیده است و یادآور می‌شود: «تجربه سالیان قبل نشان داده افزایش نرخ بلیت بویژه در کاخ‌- موزه‌ها منجر به کاهش تعداد مخاطبان شده و هیچ بهبودی در ارائه خدمات حاصل نشده است. این نوع افزایش نرخ تا آنجا که می‌دانم بدون بررسی و کارشناسی‌های لازم صورت پذیرفته است و مانند بسیاری چیزهای دیگر هیچ پشتوانه علمی ندارد.»
ëپرسش سوم: یارانه‌بگیری یا استقلال مالی موزه‌ها؟
در این شرایط نه چندان امیدوار کننده، اگر بپذیریم که موزه رفتن یک فعالیت فرهنگی است، با توجه به پایین بودن سرانه‌های فرهنگی در ایران، آیا موزه‌ها باید با بودجه‌های دولتی و عمومی اداره شوند و نرخ ورودیه‌ آنهاثابت بماند یا اینکه با افزایش تدریجی بهای بلیت، موزه‌ها به سوی استقلال مالی حرکت کنند؟ مهران غلامی در پاسخ به این پرسش می‌گوید: «افزایش قیمت‌ها و رساندن آنها به بهای نزدیک‌تر به قیمت واقعی یا همان آزادسازی قیمت‌ها بنا بر قانون گریزناپذیر است. بنابراین در مورد ورودی موزه‌ها نیز این امر دیر یا زود اجرا خواهد شد. اما مناسب است که طی این گذار، اقدامات حمایتی صورت بگیرد، مانند بلیت‌های ارزان قیمت برای کارکنان ارگان‌ها یا تعیین روزی برای بازدید ارزان.»به گفته او «اقدامات تشویقی - حمایتی سبب حفظ حضور مردم در موزه‌ها خواهد شد و در عین حال، به واسطه‌ افزایش بهای بلیت، درآمد بیشتری برای موزه‌ها محقق می‌شود.» مهدیه منوچهری اما نظری متفاوت دارد. او می‌گوید: «دولت باید با دادن یارانه، بستر دیدار مردم از موزه‌ها را فراهم کند، نه اینکه از آنها هزینه بگیرد. ما هنوز در امر تشویق مردم به دیدن موزه موفق نشد‌ه‌ایم. بنابراین باید ابتدا هزینه‌هایی را بپردازیم تا بعدها بتوانیم به جایگاه کسب سرمایه ناشی از فروش بلیت برسیم.»
رضا دبیری‌نژاد متقابلاً این پرسش را مطرح می‌کند که «چگونه یک کاخ موزه می‌تواند فضایی را که زمانی با هزینه سلطنتی نگهداری می‌شده است، از محل فروش بلیت تأمین کند؟ آن هم در جامعه‌ای که گردشگری به ثبات و امنیت نرسیده است.» سپس با اشاره به اینکه کارهایی از قبیل افزایش قیمت موزه‌ها معمولاً بدون نظرخواهی از مخاطبان و حتی کارکنان موزه‌ها صورت می‌گیرد، می‌افزاید: «می‌توان مخاطبان را با هزینه کم به موزه آورد و آنها را با رغبت به خرید کالا و خدمات واداشت و درآمد موزه را از این طریق بالا برد. مانند موزه سینما که درآمد جانبی آن بیشتر از درآمد بلیت‌فروشی است.»
ëپرسش چهارم: راهکارها؟
با این گفته‌ها، چنین می‌نماید که حتی اگر اصل افزایش بهای بلیت موزه‌ها، پذیرفته باشد  موزه‌داران روش فعلی را چندان نمی‌پسندند و قائل به ایجاد تمهیدات و ساز و کارهایی برای کاستن از آسیب‌های ناشی از افزایش نرخ بلیت هستند. برای نمونه فتح‌الله نیازی، پیشنهاد می‌کند که «ابتدا باید مخاطب موزه را به یک نظرخواهی جمعی واداشت تا خود تصمیم بگیرد که برای دیدن هر موزه حاضر به پرداخت چه مبلغی است؟ به بیان دیگر باید روشن شود زیرساخت‌های یک موزه برای بازدیدکنندگان در یک نوبت بازدید از نظر ریالی چه ارزشی دارد.»
برخی موزه‌داران نیز به تجربه‌های جهانی در اداره موزه‌ها اشاره می‌کنند که می‌تواند برای موزه‌های ایران راهگشا باشد. حسین ذهبی از موزه لوور پاریس یاد می‌کند که بهای بلیت ورودی آن 14 یورو است اما یک روز در هر ماه بازدید از آن رایگان است. میثم عبدلی نیز می‌گوید: «در سال ۲۰۰۵میلادی تحقیقی روی تعدادی از موزه‌های اروپایی انجام گرفت که نشان داد رابطه افزایش قیمت بلیت با کاهش تعداد بازدیدکنندگان بسیار ضعیف است، بدین معنی که وقتی قیمت بلیت ورودی افزایش پیدا می‌کند، تعداد بازدیدکنندگان نهایتاً تا نیم درصد کاهش دارد. این تأثیر ناچیز خصوصاً در موزه‌های هنری ثبت شده است. نکته دیگر اینکه رقم بلیت‌های ورودی تنها بخش کوچکی از درآمد ۱۵۰ موزه بزرگ امریکا را تشکیل می‌دهند. بنابراین موزه‌ها به کسب درآمد از طریق فروش بلیت اکتفا نمی‌کنند و از طرق مختلف به کسب درآمد می‌پردازند.» مهران غلامی این دست تحقیقات را مدل خوبی می‌داند که باید در ایران دنبال شود. بدین ترتیب، روشن می‌شود افزایش بهای ورودیه موزه‌ها و بناهای تاریخی با چند و چون زیادی از سوی موزه‌داران شرکت‌کننده در میزگرد روزنامه ایران روبه‌رو است. مجموعه نظرات آنها به یک پرسش بنیادین از مدیران سازمان میراث فرهنگی می‌رسد؛ پرسشی که توسط مهدیه منوچهری مطرح می‌شود: «با افزایش قیمت بلیت موزه‌ها دنبال چه چیزی هستیم؟»

 


Page Generated in 0/0133 sec