شنبه ۱۵ تير ۱۳۸۷ - ۲ رجب ۱۴۲۹
Sat, Jul 5, 2008
اجتماعى
۳۹۶۹
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۶
شكوه منطق ايرانى
ويژه نامه سوم تير
تهران
سياسى و بين الملل
اجتماعى
شهرى
فرهنگ و هنر
ماجرا
زندگى
خانواده
اقتصادى
زنان
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
با بازنگرى بخشنامه ۲۸ صفحه اى مديريت نيروى انسانى در آموزش و پرورش
ساعت پنج عصر
واگذارى وظايف دولت به شهردارى ها
ديگران
مشاور وزير بهداشت در طب سنتى:
با بازنگرى بخشنامه ۲۸ صفحه اى مديريت نيروى انسانى در آموزش و پرورش
شمار ناظم و دانش آموز به تعادل مى رسد
012186.jpg
دستورالعمل چارچوب مديريت و ساماندهى نيروى انسانى در آموزش وپرورش كه به منظور ساماندهى نحوه توزيع نيروها، جلوگيرى از استخدام نيروى جديد و به كارگيرى نيروهاى مازاد اين وزارتخانه اواخر خردادماه ابلاغ شد، انتقاداتى را به دنبال داشت كه در نهايت به موافقت وزير با بازبينى اين بخشنامه منجر شد.
وجود نيروهاى مازاد در برخى از مناطق و پست ها در عين كمبود نيرو در اين وزارتخانه كه با افزايش مطالبات فرهنگيان نيز همراه بوده است، به خصوص در ماه هاى اخير، آموزش و پرورش را با مشكلاتى مواجه ساخته است. هرچند برخى از سياست هاى آموزش و پرورش همچون توقف استخدام و ايجاد تسهيلات براى بازنشستگى نيروهاى مازاد مورد استقبال كارشناسان قرار گرفته است اما شيوه به كار گرفته شده در اين بخشنامه نقدهايى را موجب شده است.
به همين منظور قرار است نمايندگان عضو فراكسيون فرهنگيان مجلس هشتم كه تعداد آنها از ۱۲۰ نفر در مجلس قبل، به ۱۴۳ نفر افزايش يافته است، دوشنبه هفته جارى در دومين جلسه خود، مسائل و مشكلات آموزش و پرورش را با حضور وزير آموزش و پرورش و معاونان اين وزارتخانه بررسى كنند.
محمدعلى حياتى، مخبر كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس شوراى اسلامى، در اين باره به «ايران عصر» مى گويد: «كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس قبول دارد كه نيروى انسانى در آموزش و پرورش بايد ساماندهى شود و معتقديم كه نيروهاى مازاد و غيرتخصصى وجود دارد، به همين دليل مى گوييم كه اين دستورالعمل نكات مثبت دارد اما همه مشكلاتى كه در آموزش و پرورش وجود دارد را نمى توان با يك دستورالعمل يكباره حل كرد.»
او ادامه مى دهد: «مواردى در دستورالعمل ها اشاره شده است كه انجام نشود و اين در حالى است كه اين موارد ساليان سال است در آموزش و پرورش انجام مى شود. به عنوان مثال ۳۰ سال است كه نقل و انتقال نيروها به صورت متمركز انجام مى شود و هركس سابقه بيشتر داشته، امتياز بيشترى مى گيرد و شانس بيشترى براى رفتن به كلانشهرها دارد. در اين حالت تمام نيروهاى سابقه دار مى خواهند به شهرهاى بزرگ بيايند، حجم نيرو زياد مى شود و مى بينيم كه مازاد نيرو پيدا مى كنيم اما حذف يكباره اين سيستم درست نيست.»
يك معاون به ازاى ۴۳۰ دانش آموز
براساس بخشنامه جديد، مدارس ابتدايى كه از ۱۵۰ تا ۴۳۶ دانش آموز داشته باشند، يك معاون پرورشى و تربيت بدنى، مدارس داراى ۴۳۷ تا ۶۳۱ دانش آموز يك معاون پرورشى و تربيت بدنى و يك معاون آموزشى و نوآورى و مدارس از ۶۳۲ دانش آموز به بالا، يك معاون پرورشى و تربيت بدنى و دو معاون آموزشى و نوآورى خواهند داشت. به مدارس مقاطع راهنمايى و متوسطه نيز براساس درجه بندى صورت گرفته، يك معاون پرورشى و تربيت بدنى و يك معاون آموزشى و نوآورى اختصاص خواهد يافت.
مخبر كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس شوراى اسلامى اين تقسيم بندى را چنين مورد نقد قرار مى دهد: «تاكنون در مدارس براساس درجه بندى و ضابطه اى كه وجود دارد، به ازاى ۴۵۰ دانش آموز در مدرسه ابتدايى حداقل دو يا سه معاون وجود داشته است اما در اين دستورالعمل با مواردى مواجه مى شويد كه به ازاى ۴۳۰ دانش آموز، يك معاون تعلق مى گيرد كه معاون نيز بايد هم تدريس كند و هم كار پرورشى و آموزشى انجام دهد.»
على كريمى فيروزجايى، عضو كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس نيز در اين باره به فارس مى گويد: «اين دستورالعمل نقاط ضعف و قوت دارد. يعنى در عين جهت گيرى خوب براى ساماندهى منابع آموزش و پرورش از نظر منابع انسانى و اعتبارى، اشكالاتى دارد.»
او مى افزايد: «بايد براى اين دستورالعمل بسترسازى هايى از قبل مى شد كه انجام نشده است. اين دستورالعمل دو، سه ايراد جدى دارد كه مشكلاتى را در سال تحصيلى آينده براى سيستم آموزش و پرورش ايجاد كرده و از سويى نارضايتى فرهنگيان را در پى خواهد داشت.» او پيشنهاد مى كند كه آموزش و پرورش بازخورد اين دستورالعمل را از مناطق و مدارس بگيرد و بر مبناى آن اصلاحيه اى بر دستورالعمل ساماندهى نيروى انسانى در آموزش و پرورش تهيه كند.
بالاترين تراكم كلاس هاى درس در شهر تهران
اين بخشنامه ۲۸صفحه اى، علاوه بر ارائه پيشنهادات نحوه توزيع نيروى انسانى، گزارشى از وضعيت موجود از جمله تعداد دانش آموزان و نسبت آنها به معلمان و كلاس هاى درس ارائه مى كند. از جمله آمارهايى كه در اين دستورالعمل آمده، پيش بينى نسبت دانش آموز به نيروى انسانى آموزشى (دولتى بدون بزرگسال) در سال تحصيلى آينده است. براساس اين اطلاعات، در مقطع ابتدايى به ازاى هر ۲۱ دانش آموز، راهنمايى ۱۵‎/۷ و متوسطه و پيش دانشگاهى ۱۳‎/۹ يك نيروى انسانى آموزشى و در كل كشور به ازاى هر ۱۶‎/۹ دانش آموز يك نيروى انسانى آموزشى وجود خواهد داشت. بر اين اساس، شهرستان هاى تهران با ۲۰‎/۲ دانش آموز به ازاى هر نيروى انسانى آموزشى از كمترين و چهارمحال و بختيارى با وجود ۱۴‎/۱ دانش آموز به ازاى هر نيروى انسانى آموزشى از بيشترين معلم برخوردار خواهد بود.
همچنين در اين دستورالعمل برآورد مبلغ حق التدريس سازمان آموزش و پرورش استان ها در سال تحصيلى ۸۸-87 در كل كشور، دو ميليارد و ۸۴۸ ميليون و ۷۰۸ هزار و ۶۷۷ ريال است.
اين گزارش نشان مى دهد كه استان قم با ۳۱۷ ميليون و ۲۶۸ هزار و ۲۳۸ ريال بيشترين حق التدريس و استان ايلام با چهار ميليون و ۵۴۹ هزار و ۳۶۰ ريال، كمترين حق التدريس را در ميان استان هاى كشور پرداخت خواهند كرد.
درباره تراكم دانش آموز در كلاس داير (بخش دولتى بدون بزرگسال) نيز پيش بينى آموزش و پرورش براى سال تحصيلى آينده چنين است كه متوسط تعداد دانش آموز در كلاس هاى در مقطع ابتدايى كل كشور ۲۱‎/۷ دانش آموز، در مقطع راهنمايى ۲۴‎/۳ دانش آموز و در مقطع متوسطه ۲۴‎/۸ دانش آموز باشد. براساس اين گزارش، در هر سه مقطع تحصيلى، بيشترين تراكم دانش آموز متعلق به كلاس هاى شهر تهران خواهد بود. در مقطع ابتدايى استان گلستان كمترين تراكم كلاسى، در مقطع راهنمايى استان خراسان جنوبى و در متوسطه و پيش دانشگاهى كهگيلويه و بويراحمد كمترين تراكم را خواهند داشت.
ارزان شدن مواد مخدر به رغم تورم جهانى
012156.jpg
مبارزه با موادمخدر از اولويت هاى نيروى انتظامى است و تاكنون در اين زمينه از هيچ كوششى دريغ نشده است.
دبيركل ستاد مبارزه با موادمخدر در سخنرانى پيش از خطبه هاى نماز جمعه ديروز تهران گفت: به اعتراف سازمان ملل، ايران در امر مبارزه با موادمخدر و كاهش تقاضا در جايگاه اول قرار دارد. سردار سرتيپ اسماعيل احمدى مقدم فرمانده نيروى انتظامى تصريح كرد: ما مى توانيم معضل موادمخدر را كه بزرگترين معضل كشور است حل كنيم و بايد ضمن ارتقاى آگاهى ها از ظرفيت مردم نيز استفاده كنيم.
وى با اشاره به اين كه ميزان توليد موادمخدردر كشور افغانستان براساس برآورد سازمان ملل امسال به حدود ۱۰ هزار تن خواهد رسيد اظهار داشت: به رغم تورم جهانى، موادمخدر روز به روز ارزانتر مى شود و با توجه به اينكه سياست هاى كلى نظام مبتنى بر مبارزه جدى با موادمخدر است، تلاش براى كاهش تقاضا و درمان معتادان گام هاى اساسى جمهورى اسلامى ايران بوده است.فرمانده نيروى انتظامى يادآور شد: در گذشته تصور اين بود اگر جلوى عرضه موادمخدر گرفته شود تعداد معتادان نيز كاهش مى يابد اما با توجه به سودآورى موادمخدر با وجود همه تلاش ها نمى توان جلوى توليد و توزيع موادمخدر را گرفت.فرمانده نيروى انتظامى با اشاره به اين كه در سال ۸۵ رويكرد اصلى پليس تقويت مرزها و يگان هاى عملياتى مبارزه با موادمخدر بود خاطرنشان كرد: تنها در سال ۸۶ حدود ۹۰۰ تن موادمخدر در ايران كشف شد كه اين مقدار معادل ۹۵ درصد كشفيات موادمخدر در كل جهان است.
دبيركل ستاد مبارزه با موادمخدر تأكيد كرد : در سال ۸۷ ضمن ادامه مبارزه جدى با توزيع كنندگان موادمخدر پيشگيرى و درمان معتادان دردستور كار پليس قرار دارد.
برگزارى همايش ملى مبارزه با بيمارى هاى مشترك انسان و حيوان
012255.jpg
پنجمين همايش ملى مبارزه با بيمارى هاى قابل انتقال بين حيوان و انسان همزمان با برگزارى اولين كنگره كشورى بيمارى شاليكاران، در استان مازندران در تاريخ ۱۹ و ۲۰ تيرماه برگزار مى شود.
براساس آمار سازمان جهانى بهداشت، از ميان يك هزار و ۷۰۹ عامل بيمارى زا، ۸۳۲ عامل (۴۹ درصد) از ميان ۱۵۶ بيمارى نوپديد شناخته شده در انسان، ۱۱۴ مورد آن (۷۳ درصد) از حيوانات به انسان منتقل مى شوند.
براساس گزارش منتشر شده از سوى وزارت بهداشت، مهمترين بيمارى هاى قابل انتقال بين انسان و حيوان، تب مالت و تب خونريزى دهنده كريمه كنگو است. تب مالت يكى از بيمارى هاى بومى ايران است كه بيشتر از طريق تماس مستقيم با حيوانات آلوده و يا تماس غيرمستقيم از طريق مصرف فرآورده هاى لبنى غيرپاستوريزه به انسان منتقل مى شود. علائم اين بيمارى شامل تب مداوم، عرق فراوان به خصوص در شب، خستگى، كاهش وزن، سردرد و درد عضلانى است كه در دام ها به صورت سقط جنين بروز مى كند.
راه هاى پيشگيرى از اين بيمارى، استفاده از فرآورده هاى لبنى پاستوريزه، مصرف نكردن پنير و فرآورده هاى لبنى غيرپاستوريزه شامل خامه و بستنى غيرپاستوريزه، نداشتن تماس با دام در طى مسافرت و استفاده از وسايل حفاظتى براى دامداران و مصرف نكردن بستنى هاى سنتى غيراستاندارد است.
همايش ملى بيمارى هاى قابل انتقال بين حيوان و انسان از سال ۱۳۸۳ هرساله در تيرماه برگزار مى شود.
ساعت پنج عصر
كودكى كه هنگام رانندگى فراموش مى شود
چشمان كودك دنبال مناظر بيرون از اتومبيل مى دود. در چهره اش شادى وصف ناپذيرى به چشم مى آيد. باد موهاى مشكى اش را به هر طرف پريشان مى كند و هر لحظه يكبار موهاى آشفته را از پيشانى اش كنار مى زند. اتومبيل با شتاب در حال حركت است. بزرگراه امروز چندان شلوغ نيست. اتومبيل ها در خط مجاز حركت مى كنند.
«مادر جان! سرجات بشين، به بيرون نگاه كن.» اين را مادر كودك مى گويد كه در حال گفت و گو با موبايل، گاهى سركى هم به صندلى پشتى مى اندازد تا مواظب كودكش باشد. پدر در حال رانندگى و در عوالم خودش است.كودك اما گوشش به حرف هاى مادر بند نيست. سرش بيرون است و هر ماشينى كه مى گذرد برايش دستى تكان مى دهد. چه لذتى دارد براى او وقتى باد سر و صورتش را نوازش مى كند اما ناگهان صداى خشك و نخراشيده ترمز اتومبيل، همه چيز را عوض مى كند.
اتومبيل روى آسفالت كشيده مى شود و جلو مى رود. راننده آن را به سختى كنترل مى كند و پس از چندبار مارپيچ رفتن بالاخره بر آن مسلط مى شود اما ناگهان بر اثر شتاب توقف خودرو، كودك از پنجره به بيرون پرت مى شود. صداى جيغ مادر همه سرها را به آنسو برمى گرداند. همه دور و بر كودك، حلقه زده اند. رنگ به روى مادر نمانده، پدر كم مانده سكته كند. از ميان جمعيت صداى «خدا را شكر» مى آيد.
كودك صدمه اى چندان نديده و خراش هايى برداشته است.
اگر آنها بدانند كه بى توجهى در اين موارد چقدر مى تواند به كودكانشان آزار برساند و جان آنها را تهديد كند ديگر لحظه اى اجازه نخواهند داد كودك، حتى به پنجره اتومبيل نزديك شود. به نظر مى رسد بايد در اين زمينه آگاهى بخشى گسترده اى صورت بگيرد و چنين مواردى جزو استانداردهاى ضرورى رانندگى در خيابان ها و بزرگراه ها قلمداد شود، بويژه براى مادرانى كه هنگام رانندگى، كودكى همراه دارند و به ناچار بخش زيادى از دقت و توجهشان به رانندگى است.
گذاشتن كودكان در صندلى هاى ويژه و مجاب كردن نوجوانان به استفاده از كمربند بويژه در صندلى پشتى خودرو مى تواند تا اندازه زيادى از خطرها بكاهد.
هنگام رانندگى رعايت اصول فنى بسيار ضرورى است اما اگر كودگى همراه داريد مسئوليت تان چند برابر است و بايد به ايمنى او نيز بينديشيد.
چرت زدن، پس از استفاده زياد از موبايل
012183.jpg
اگر احساس كسالت، بى خوابى يا استرس داريد، نيازى نيست به روانپزشك مراجعه كنيد.
فقط كافى است يك مقدار كمتر از تلفن همراهتان استفاده كنيد. زيرا يافته هاى جديد نشان مى دهند كه استفاده مفرط از تلفن همراه بر خواب نوجوانان تأثير دارد.
براساس يك تحقيق درصد اختلال خواب، بى قرارى، استرس و خستگى نوجوانانى كه بيش از اندازه از تلفن همراه استفاده مى كنند بيشتر از ديگران است. اين تحقيق را پروفسور گبى بدر، استاد دانشگاه سالگرن گوتنبرگ سوئد، بر ۲۱ فرد سالم ۱۴ تا ۲۰ ساله با ساعت كارى و درسى منظم و بدون مشكل خواب انجام داد. اين افراد به دو گروه كنترلى سه مرد و هفت زن و گروه آزمايشى سه مرد و هشت زن تقسيم شدند. گروه كنترلى روزانه كمتر از پنج تماس تلفنى و پنج پيام ارسالى داشتند در حالى كه گروه آزمايشى روزانه بيش از ۱۵ تماس تلفنى و ۱۵ پيام ارسالى داشتند. همچنين از اين افراد سؤالاتى در مورد سبك زندگى و عادات خوابشان پرسيده شد. طبق نتايج منتشر شده درصد بى قرارى، بى مبالاتى، مصرف زياد نوشابه هاى انرژى زا، اختلالات خواب، استرس و كسالت افرادى كه بيش از اندازه از تلفن همراه استفاده مى كنند نسبت به گروه كنترلى بيشتر است. يعنى از آنجا كه در ساعات زندگى اين افراد تأخير و تعلل وجود دارد، آنها بيشتر شبيه به چكاوك هستند تا جغد.
استراحت مطلق هيچ وقت خوب نيست
012171.jpg
بسيارى از ما فكر مى كنيم استراحت هميشه مفيد و ضرورى است. البته تصور درستى است اما به شرطى كه در اين كار افراط نشود.
حتى پس از عمل جراحى هم نيازى به استراحت طولانى نيست.
پس اگر در حال استراحت بيش از حد هستيد همين حالا از جايتان بلند شويد و به خودتان آسيب نزنيد چون به گفته محققان افرادى كه داراى دردهاى اسكلتى هستند چنانچه بى حركت باشند و به عبارتى در استراحت مطلق به سر برند بيشتر در معرض شكستگى هاى بعدى استخوان قرار خواهند گرفت.
به گزارش شبكه خبرى ام.بى.سى، با اين كار قسمتى از توده استخوانى و املاح موجود در استخوان فرد از بين رفته و استخوان او ضعيف مى شود كه اين مسئله با افزايش احتمال شكستگى مجدد همراه است.
بهترين روش براى پيشگيرى از وقوع شكستگى يا شكستگى مجدد در اين بيماران، بلند كردن آنها از روى تخت و حركت دادن اين افراد است.
اكنون حتى جراحان هم توصيه مى كنند كه بيمار نهايتاً يك يا دو روز از بستر بيرون نيايد و پس از آن بلند شده و حتى با كمك اطرافيان چند قدم گام بردارد و حركتى داشته باشد تا هم بخيه ها بهتر جذب شوند و هم دوران بهبودى سريع تر طى شود و هم اين كه استخوان ها دچار صدمه نشوند.
خودتان را زياد به خورشيد نشان ندهيد
012177.jpg
حتماً شما هم از تأثيرات منفى اشعه خورشيد در فصول گرم سال اطلاع داريد و هنگام پياده روى از عينك آفتابى استفاده مى كنيد.
اما مشكل اينجاست كه اين تأثيرات منفى به اين راحتى ها هم دست بردار نيستند و حتى زمانى كه ما در معرض مستقيم نور خورشيد نيستيم مى توانند به ما آسيب بزنند. به طورى كه متخصصان در مورد تأثيرات اين گونه اشعه ها از پشت شيشه نيز هشدار مى دهند.
به گزارش شبكه خبرى يو.اس نيوز، حتى قرار نگرفتن در معرض نور مستقيم خورشيد نيز مى تواند منجر به عوارضى همچون ايجاد لك، چين و چروك پوست و حتى سرطان شود.
بنابر همين گزارش چنانچه افراد در اتومبيل باشند و هواى داخل نيز خنك باشد اما با اين حال به دليل نفوذ اشعه هاى مضر خورشيد به داخل، بايد از كرم ضد آفتاب مناسب استفاده نمايند.
متخصصان هشدار مى دهند اگر رانندگى در طول روز به حدود چهار ساعت برسد تأثيرات منفى خورشيد به حداكثر مى رسد و بايد بيشتر از پوست مراقبت كرد. همچنين نشستن در سايه نيز به دليل انعكاس نور خورشيد و برگشت آن از روى آسفالت، خاك و سطوح نسبتاً صاف زمين موجب رسيدن اشعه هاى مضر به پوست مى شود كه در چنين مواردى نيز بايد دقت بيشترى داشت.
واگذارى وظايف دولت به شهردارى ها
گامى براى تحقق مديريت واحد شهرى
دكتر على نوذرپور
اولين قانون شهردارى در سال ۱۲۸۶ه. ش به تصويب رسيد و از آن زمان تاكنون نيز بيش از چهارصد قانون مرتبط با شهردارى در مجلس به تصويب رسيده است. اين تعداد نشان دهنده نوعى اختلاف ديدگاه در نظام حقوقى مديريت شهرى كشور ماست.
براى تعيين جايگاه مديريت شهرى در نظام اجرايى، تنها منابع موجود و در دسترس قانون اساسى، قانون شهردارى و شوراهاست. در اين منابع به نكات و اصولى در نظام شهردارى برمى خوريم كه بسيار راهگشاست. يكى از اين نكات اين است كه نبايد شهردارى و شورا را دو نظام و دو مجموعه جدا از هم بدانيم چنين قضاوتى در تحليل نهايى، ما را دچار مشكل مى كند. ما نيز بايد به اين واقعيت برسيم كه شهردارى و شورا، نهاد مديريت شهرى محسوب مى شوند.
نكته ديگر اين است كه براساس اصل هفتم قانون اساسى، شورا اعم از مجلس، شوراى استان، شهر و ... از اركان تصميم گيرى و اداره كشور محسوب مى شود؛ زمانى كه ما اركان كشور را تعريف مى كنيم از قوه هاى مجريه، مقننه و قضائيه ياد مى كنيم و بايد در كنار اينها نهاد مديريت شهرى را نيز به عنوان يك ركن تعريف كنيم. هر چند از نظر اقتدار سياسى، مجلس شوراى اسلامى از شأن و جايگاه بالاترى برخوردار است و مصوبه هايش قلمرو ملى دارد اما از نظر حقوقى، شأن و اعتبارى كه به شوراى شهر داده مى شود، با مجلس شوراى اسلامى برابر است.
012147.jpg
در اصل يكصدم قانون اساسى اشاره شده است كه براى پيشبرد سريع برنامه هاى اقتصادى، اجتماعى و عمرانى و ساير امور رفاهى از طريق همكارى مردم و با توجه به مقتضيات محلى، اداره هر شهر، روستا، بخش و ... از سوى شورا صورت مى گيرد و اعضاى آن را افراد همان محل انتخاب مى كنند. اين اصل تأكيد دارد كه تمامى برنامه هاى اجتماعى، اقتصادى، فرهنگى و سياسى بدون حضور شوراها امكانپذير نيست و هرگونه پيشرفت بايد با حضور شوراها، مشاركت مردم و تحت نظارت آنان صورت گيرد. اصل ديگرى كه درباره مديريت شهرى و نقش شوراها در ساختار مديريت كشور جايگاه مهمى دارد اصل يكصد و سوم قانون اساسى است. در اين اصل بيان شده است كه برخى مقامات شهرى كه از سوى دولت تعيين مى شوند، ملزم به رعايت تصميمات شورا ـ در حدود اختيارات شوراها ـ هستند. براساس مواد مختلف قانون اساسى به اين نتيجه مى رسيم شأن و منزلتى كه قانون براى نهاد شورا قائل شده، اعتبارى جداگانه دارد. شورا مستقيماً مشروعيت خود را از مردم مى گيرد.
* اعمال حاكميت
سازمان هاى عمومى غيردولتى عموماً از سوى هيأت امنا اداره مى شوند و خود هيأت امنا توسط قانون نصب مى شوند و رؤساى اين سازمان ها نيز انتصابى هستند؛ در حالى كه در شهردارى و شوراى شهر، مدير شورا و شهر ـ مستقيماً و يا با يك واسطه ـ از سوى مردم انتخاب مى شود. شيوه اداره بيشتر سازمان هاى غيردولتى باعث شده اكثر آنها متكفل امر تصدى باشند؛ در حالى كه شورا مى تواند اعمال حاكميت نيز بكند. حاكميت، عملى منبعث از اراده سياسى است كه به واسطه آن مى توان كسى را از حق زندگى محروم كرد، زندانى و يا دستگير نمود و... اما تصدى كارى است كه هر شخص حقيقى نيز مى تواند آن را انجام دهد، مانند خريد و فروش، صادرات، واردات و ...
عمده وظايف سازمان هاى غيردولتى تصدى امور است. در حالى كه شورا و شهردارى، هم تصدى و هم حاكميت دارد. به عنوان مثال، بند ۲۰ ماده ۵۵ قانون شهردارى ها قدرتى به اين نهاد مى دهد كه قابل مقايسه با هيچ ماده قانونى ديگر در اجرا نيست. در اين بند تصريح شده است كه شهردارى مى تواند با رأى سه تن از اعضاى شوراى شهر هر جايى را كه براى شهر ايجاد مزاحمت مى كند تعطيل كند. اين قانون نشان از اعمال حاكميت شهردارى دارد و علت اين اختيارات هم مشروعيتى است كه از رأى مردم و با تصميم شورا كسب شده است.
وظايف امروزه مديران شهرى ما در حد و اندازه و متناسب با اين جايگاه حقوقى نيست. اين تفكر كه هركارى كه دستگاه هاى ديگر قادر به انجام آن هستند از مجموعه وظايف شهردارى ها حذف مى شود و كار شهردارى تنها وظايفى باشد كه ديگر دستگاهها قادر به انجام آن نيستند به هيچ وجه با جايگاه واقعى مديريت شهرى متناسب نيست. مديريت شهرى بايد تغيير مسير دهد و به سمت و جايگاه حقيقى خود برود كه همان مديريت واحد شهر است. شهردارى اكنون مديريت واحد شهرى را به عهده ندارد. آب، برق، گاز، مسائل فرهنگى و... از حيطه كارى شهردارى خارج است كه بايد به شهردارى برگردد.
به همين خاطر در قانون برنامه پنج ساله سوم در ماده ۱۳۶ و در قانون برنامه چهارم در ماده ۱۳۷ اشاره شده است كه دولت اجازه دارد وظايفى را كه ويژگى و ماهيت محلى دارند با توجه به امكانات و توانايى هاى شهردارى ها به آنها واگذار كند كه واگذارى ۲۳ وظيفه دولت به شهردارى در سال هاى اخير كه از سوى وزارت كشور اعلام شد، همسو با همين اصل است. در اين صورت مشكل عمده مديران شهرى حل مى شود؛ زيرا اكنون شهردارى ها وظايف محدودى برعهده دارند و بايد وظايف آنان تمام محدوده شهر را در برگيرد و مديريت امور مختلف مرتبط با مديريت شهرى در اختيار آنان باشد تا در انجام وظايف خود موفق باشند. امروز در اكثر شهرهاى دنيا اين گونه وظايف دراختيار مديريت شهرى است.
* وظايف مديريت شهرى
بايد توجه داشت كه اين وظايف متناسب با امكانات و توانمندى هاى شهردارى ها باشد. نمى توان بدون زمينه سازى لازم وظيفه اى را كه تا ديروز دراختيار يك نهاد قدرتمند بوده است به راحتى از آن جدا كرد و دراختيار شهردارى ها قرارداد، بدون اين كه قابليت هاى لازم در شهردارى ها ايجاد شود. اين كار نتيجه اى نخواهد داشت. در واقع لازمه اين كار اين است كه براى انتقال هر وظيفه، قابليت هاى فنى، تخصصى و اعتبارى لازم به وجود آيد. در ماده ۱۳۷ قانون برنامه چهارم توسعه آمده است كه اين وظايف با درنظرگرفتن منابع اعتبارى ذيربط بايد منتقل شود. اين وظايف همچنين بايد با وظايف شهردارى ها پيوند داشته باشند و بتوانند در كنار هم قرار گيرند تا وظيفه اى ناهمگون در امور شهردارى ها وارد نشود. اين انتقال وحدت و يكپارچگى مديريت شهرى را ايجاد كند نه اين كه موجب تفرق و تشتت در مديريت شهرى شود. اساساً هر اتفاقى كه در فضاى شهرى درحال وقوع است و از نظر عملكرد مرتبط با وظايف مديريت شهرى است بايد در اين فرايند انتقال به شهردارى ها منتقل شود. معيار اصلى در اين امر توجه به اين نكته است كه چه وظايفى جنبه ملى دارد و چه وظايفى جنبه محلى، تمامى وظايف و فعاليت هايى را كه اكنون دولت انجام مى دهد و جنبه محلى دارد بايد دراختيار مديريت شهرى قرار گيرد. البته نبايد در اين انتقال تنها وظايفى را كه جنبه تصدى دارند دراختيار شهردارى ها قرار دهيم. مهم اين است كه وظايفى كه جنبه مديريتى دارند دراختيار مديران شهر قرار گيرد و مسئوليت هاى تصدى دراختيار بخش خصوصى. مديريت شهرى بايد بر نحوه عملكرد آنها نظارت داشته باشد ولى خود عمل توسط بخش خصوصى صورت گيرد. مهم آن است كه اين وظايف بايد به صورت تدريجى واگذار شوند تا شهردارى ها در انجام آنها دچار مشكل نشوند.
* توجه به اصلاح ساختار قانونى شهردارى ها
ما اكنون در تمامى شهردارى ها شرح وظايف يكسانى داريم و اين وضعيت بايد اصلاح شود. نبايد قانون اداره شهرهاى چندهزارنفرى با شهرهاى چندصد هزارنفرى و كلان شهرها يكى باشد؛ اين امر منطقى نيست. در عين حال لازم نيست كه اين وظايف همزمان به همه شهردارى ها واگذار شوند، بلكه مى توان با توجه به توانايى ها و امكانات شهردارى ها ترتيب زمانى خاصى براى اين كار درنظر گرفت. بنابراين نخستين وظيفه قابل انتقال و مهمترين آنها برنامه ريزى شهرى است كه بايد دراختيار مديريت هر شهر قرار گيرد. البته اين امر به منزله اين نيست كه ما سياست ها، ضوابط، مقررات و معيارهاى شهرسازى را در طرح توسعه شهرى ناديده بگيريم؛ اين وظيفه دولت است كه سياست هاى عمومى را ابلاغ كند و ضوابط و مقررات شهرسازى را تعيين كند اما لازم نيست كارفرماى اين طرح ها نيز دولت باشد. دومين وظيفه قابل انتقال با توجه به تشكيل شوراها بحث خدمات فرهنگى و آموزش شهروندان است.
ديگران
ميراثى كه يك برده بر جاى گذاشت
012153.jpg
كشتى «آميستاد» قرار است براى آخرين بار از شهر منچستر انگليس، مسير اقيانوس آتلانتيك را طى كند. اين كشتى كه نزديك به دو دهه قبل، به ياد يكى از قهرمانان مبارزه با برده دارى ساخته شده بود، در مسيرى كه برده ها را در قرن ،۱۹ از طريق آن براى فروش به ديگر كشورها مى بردند، حركت خواهد كرد.
آميستاد براى سفرى ۱۶ ماهه و طى كردن ۱۶ هزار كيلومتر (۱۰ هزار مايل) از انگليس تا آن سوى قاره آفريقا، در بندر منچستر به راه افتاده است.
در سال ۱۸۳۹ بيش از ۵۰ برده آفريقايى در مسير آفريقا به انگليس به رهبرى برده اى به نام آميستاد قيام كردند و كشتى را به كنترل خود درآوردند. هرچند آنها پس از رسيدن به خشكى دستگير شدند اما در نهايت توانستند آزادى خود را به دست آورند.
در بندر منچستر هزاران بازديدكننده هنگام حركت كشتى آميستاد، با تكان دادن دست و خواندن سرود با آن خداحافظى كردند و هنگامى كه اين كشتى از ساحل دور مى شد، سرودهاى زيادى مانند «ما آزاد هستيم» از سوى دانش آموزان خوانده شد.
كاركنان و مسافران كشتى اميدوارند كه ياد آميستاد و داستان مقاومت و تلاش او عليه برده دارى و پيروزى نهايى اش را يك بار ديگر زنده كنند.«ويليام پينكى» كاپيتان اين كشتى مى گويد: «ما اميدواريم كه از اين طريق پيغام آميستاد را به گوش جهان برسانيم و داستان مقاومت و دفاع از حقوق ديگران را به ياد مردم آورده و باعث شويم كه مردم عليه برده دارى مدرن قيام كنند.»شايان ذكر است در سال ۱۹۹۷ يكى از كارگردان هاى معروف امريكايى با استفاده از اين ماجرا، فيلم پرفروشى را تهيه كرد.
BBC.News.Co.Uk
مديريت زباله ها در سوئيس
منبع: Swissinfo.ch
سوئيسى ها كه مدافع بازيافت زباله هستند در سال ۲۰۰۶ بيش از ۵ ميليون تن زباله شهرى توليد كردند كه در حدود نيمى از اين زباله ها را بازيافت و نيم ديگر آن را در كوره هاى مخصوص زباله سوزاندند. اين كشور با ميزان بازيافت بيش از ۵۰ درصد در بين كشورهاى خيلى پيشرفته در زمينه بازيافت زباله جاى مى گيرد.
هر سوئيسى به طور متوسط ۷۱۴ كيلوگرم در سال زباله توليد مى كند. مشكل تخليه زباله كه درنتيجه مديريت بد زباله يك بار به شهر ناپل و منطقه اطراف آن آسيب رساند دوباره توجه عموم را به خود جلب مى كند و اين تنها نتيجه عملكرد مافياى محلى در بازار پرسود زباله نبود بلكه كمبود يك زيرساختار مناسب نيز در آن مؤثر بوده است.
* هنر بازيافت
روش هاى عملى شده براى كاهش آسيبى كه زباله ها به سلامت و محيط وارد مى كنند كاملاً شناخته شده هستند.
اتحاديه اروپا چهار اصل كه شامل كاهش مواد اوليه، استفاده دوباره از توليدات، بازيافت و احياى انرژى هستند را به شمار آورده معرفى مى كند.
سوئيس با ميزان بيش از ۵۰ درصد بازيافت زباله هاى شهرى از بهترين كشورهاى اكولوژيك به حساب مى آيد. ضمناً ميزان بازيافت بعضى از مواد مانند شيشه گاهى به ۹۵ درصد هم مى رسد.
مردم كشور سوئيس براى تشويق عمل بازيافت taxi au sac تعيين كردند. به اين معنا كه هر ظرف زباله براى اين كه از سوى رفتگران تخليه يا دفع شود بايد مجهز به يك اتيكت باشد تا مشخص شود هزينه مشمول ماليات پرداخت شده است، در عوض بازيافت شيشه، كاغذ و مواد آلى به صورت رايگان انجام مى شود.
* يك منبع انرژى
در سوئيس ۲۹ كوره مخصوص سوزاندن زباله وجود دارد كه طبق آمار ۳‎/۶۳ ميليون تن زباله در سال ۲۰۰۶ سوزانده شده كه ۴۱۷ هزار تن آن مربوط به كشورهاى مجاور بوده است. كارخانه هاى مربوط به بازيافت زباله با سوزاندن زباله ها نه تنها حجم آنها را كم مى كنند بلكه در زمينه توليد انرژى در كشور نيز تأثير مى گذارند.
در سال ۲۰۰۶ در اثر سوزاندن زباله ها gwh ۱۸۲۳ نيروى برق توليد شد كه تقريباً ۳‎/۱ درصد توليد نيروى برق در سوئيس است و سوئيس در اين زمينه پيشرو به حساب مى آيد اما در كشورهاى ديگر روش هاى ديگر متداول است.
مثلاً در ايتاليا ۶۳ درصد، در يونان ۹۳ درصد و در بريتانيا ۷۸ درصد زباله ها دفن مى شوند.
مشاور وزير بهداشت در طب سنتى:
گياهان دارويى، بازار ۳۰ ميليارد دلارى دارد
استفاده از روش هاى طب سنتى در معالجه بيماران مقوله اى كهن است اما در سال هاى اخير مورد توجه بسيارى از پزشكان و دست اندركاران امر درمان در سطح جهان قرار گرفته است. كشور ما نيز به خاطر سابقه طولانى و داشتن تمدن و فرهنگ غنى، جزو پيشكسوتان طب سنتى جهان است و براى احياى آن با روش هاى علمى، بيش از يك دهه است كه به صورت جدى به اين امر مى پردازد.
درباره وضعيت فعلى طب سنتى در كشور با دكتر عباس حاج آخوندى، مشاور وزير بهداشت، درمان و آموزش پزشكى در امور طب سنتى و مكمل و صنايع گياهان دارويى به گفت وگو نشستيم.
*** وضعيت فعلى طب سنتى و نوين در كشور چگونه است در تقابل با يكديگرند يا نه و آيا مى توان شاهد روزى بود كه طب سنتى جايگزين طب نوين شود
طب سنتى و طب نوين هر دو در كنار هم هستند و هنوز هيچ كدام به تكامل نرسيده اند. در حال حاضر به لحاظ كيفيت زندگى بشر، از نظر شيوع بيمارى ها، نيازمنديم هم طب سنتى و هم طب نوين دست به دست هم دهند تا سلامتى انسان را تضمين كنند. در حال حاضر در طب سنتى دو گرايش داريم، گرايش افراطى و انتقاد ناپذير و گرايش مخالف آن، كه كاملاً طب سنتى را مورد حمله قرار مى دهد.
*** طب سنتى با طب مكمل چه تفاوتى دارد
طب سنتى در كشور مبدأ، طب سنتى نام دارد ولى در كشور ميزبان به نام طب مكمل ناميده مى شود.
*** در حال حاضر طب سنتى در ايران در چه شاخه هايى فعال است
با توجه به اين كه فعاليت هاى ما در ۱۰ سال اخير بيشتر متمركز به طب چينى و اعزام دانشجوى پزشكى و آموزش دوره طب چينى به كشور چين بوده است، هموپاتها (مشابه درمان ها) در دنيا فعاليت و جايگاه خاص دارند. در ايران هم اميدواريم كه هموپاتى بتواند جايگاه خاص خود را پيدا كند. در زمينه هاى ديگر مانند آرموتراپى، حجامت، هيدروتراپى (آب درمانى) نيز فعاليت هايى وجود دارد.
*** آيا متقاضى آموزش دوره طب سنتى ايران از ديگر كشورها وجود دارد
درخواست در اين باره زياد بوده است، ولى مركزى براى آموزش نداشته ايم يعنى طب سنتى و طب ايرانى به صورت غيررسمى، آموزش هايى داشته است ولى در سال هاى اخير بويژه در دو سال اخير فعاليت هاى رسمى بسيارى انجام شده است كه مى توان از ايجاد دانشكده طب سنتى در كشور نام برد.
*** دانش آموختگان رشته طب سنتى چه نقشى در آينده طب در كشور خواهند داشت
مطمئناً در كشورى كه اين طب در جايگاه دانشگاهى قرار دارد بايد منشأ خدمات هم باشد. در حال حاضر پزشكانى كه به طب سنتى اعتقاد دارند در تخصص خودشان از داروهاى گياهى مرتبط استفاده مى كنند و مانعى هم وجود ندارد.
*** شما به عنوان متولى اين كار، طب گياهى را بر طب شيميايى ارجح مى دانيد
به نظر من طب سنتى و طب نوين در كنار هم مى توانند در خدمت سلامت جامعه باشند. اين دو با هم در تضاد نيستند و چون طب سنتى و طب نوين ابزار مشتركى دارند پس هيچ كدام بر هم ارجح نيستند. از نظر من كه داروشناس هستم، اينها فرقى ندارند، هر دو مولكول هستند. اين مولكول ها مى توانند اثرات خوب و گسترده داشته باشند، مى توانند اثرات جانبى يا اثرات سمى داشته باشند.
*** درباره بيمه داروهاى گياهى چه اقداماتى انجام شده است
اصولاً ديدگاهى در زمينه داروهاى گياهى وجود دارد كه بايد اول مشخص كنيم كه چه تعداد و مقدار را بايد زير پوشش بيمه ببريم. در برخى كشورها سيستم طب سنتى و طب مكمل به صورت سيستمى فراگير است و كاملاً شناخته شده است مثل چين، كره شمالى، ژاپن، سريلانكا و ويتنام.
در شكلى ديگر، سيستم طب سنتى و مكمل را به رسميت مى شناسند اما اين سيستم تمام جوانب بهداشتى درمانى را در بر نمى گيرد، مثلاً بيمه را شامل نمى شود مثل كانادا، انگليس، اسپانيا، هند و نيجريه.
*** چشم انداز اقتصادى گياهان دارويى در جهان چگونه است
صنايع گياهان دارويى در جهان در دو دهه قبل رشد بسيار چشمگيرى داشته بطورى كه گردش اقتصادى داروهاى توليد شده از گياهان دارويى از ۱۲‎/۵ ميليارد دلار در سال ۱۹۹۴ به رقم ۳۰ ميليارد دلار در سال ۲۰۰۰ رسيد.
براساس پيش بينى هاى سازمان بهداشت جهانى در سال ۲۰۵۰ بازار گياهان دارويى ارزشى معادل ۵۰ ميليارد دلار خواهد داشت. در شرايطى كه ما از نظر گستردگى طبيعى گياهان دارويى يكى از كشورهاى بى نظير دنيا هستيم و تنوع گونه هاى گياهى كشور ما با كل اروپا برابر است و از ۱۳ اقليم آب وهوايى، ۱۱ اقليم را در مناطق مختلف داريم؛ مى توانيم از نظر اقتصادى هم بهره بردارى خوبى از گياهان دارويى داشته باشيم.

|   تهران   |   سياسى و بين الملل   |   اجتماعى   |   شهرى   |   فرهنگ و هنر   |   ماجرا   |   زندگى   | 
|   خانواده   |   اقتصادى   |   زنان   |   حوادث   |   ورزشى   |   صفحه آخر   | 

|   شناسنامه   |   آرشيو   |