printlogo


به بهانه احیای دروازه غار تهران
روزگار دروازه و دروازه بانی




گروه تاریخ/ با توجه به اهمیت و کارکرد دروازه‌ها در بافت تاریخی تهران، مدیریت شهری در سال‌های اخیر تصمیم بر آن گرفت بخشی از این عناصر تاریخی را احیا کند. اینک تعدادی از این مبادی ورود و خروج به شهر در روزگار دروازه و دروازه بانی را می‌توان در موقعیت جغرافیایی خود دید. آخرین بازسازی مربوط به دروازه غار در حد فاصل میدان شوش و میدان راه‌آهن است. یکی از دروازه‌های قدیمی شهر تهران که در اطراف حصار ناصری قرار داشت. حصار ناصری حصاری بود که در دوره ناصرالدین شاه قاجار در اطراف شهر طهران یا به اصطلاح آن روز، در اطراف دارالخلافه ناصری کشیده شده بود. آنچه در این صفحه می‌آید، چگونگی شکل‌گیری و توسعه حصار و برج و باروها، کارکردهای اقتصادی و نظامی دروازه ها و سرنوشت دروازه‌های تهران قدیم است که می‌خوانیم.

دروازه، بنایی که به تاریخ پیوست

کیانوش معتقدی پژوهشگر هنرهای اسلامی
پس از انتخاب تهران به‌عنوان پایتخت ایران، چگونگی شکل‌گیری ساختار شهری و سپس توسعه حصار و برج و باروهای آن، از جمله مهم‌ترین دستاوردهای معماری در پایتخت نوپای ایران بود. هرچند براساس مستندات تاریخی سابقه ساخت قدیمی‌ترین حصار و دروازه در تهران به سده دهم هجری بازمی‌گردد، اما پس از انقراض دولت صفویه و در روزگار افشاریه و زندیه، به‌دلیل درگیری‌ها و جنگ‌های متوالی توجهی به حصار و دروازه‌ های این شهر نشد و به مرور رو به خرابی رفتند. با آغاز سلطنت قاجار و مشخصاً با روی کار آمدن فتحعلی‌شاه، تعمیراتی در آنها به عمل آمد و برای نخستین‌بار دروازه‌های تهران به یکی از عناصر کالبدی در فضای شهر و به نمادی مهم برای پایتخت ایران بدل شدند. دروازه‌های تهران به‌عنوان یکی از قدیمی‌ترین نمادهای شهری در ایران، همواره مورد توجه پژوهشگران حوزه معماری و طراحان شهری و پژوهشگران تاریخ هنر و معماری دوره قاجار بوده است. این دروازه‌ها که امروز تنها نام برخی از آنها در خاطره شهر باقی مانده، روزگاری مکان عمومی کلیدی در تجربه شهرسازی ایران در آغاز راه مدرنیته بوده‌اند. در دوره ناصری تهران (پایتخت نوپای ایران) مرکز قدرت سیاسی، فرهنگی و اقتصادی کشور بود و تبدیل به کانون مهمی برای رشد بازرگانی و مبادله کالا و خدمات شد، در نتیجه ساختار شهر بر مبنای «نظام حرکت خطی بازار» و براساس شیوه سازماندهی مسیر راه‌های اصلی پیرامون شهر و خیابان‌های داخلی دستخوش تحولاتی اساسی گردید. در این میان شکل‌گیری نظامی نوین در محل قرارگیری دروازه‌های دوازده‌گانه باعث شد تا ورودی‌های مرکز قدرت - که محل عبور و مرور کاروان‌ها، هیأت‌های سیاسی و اقتصادی داخلی و خارجی و مردم بودند، با سبک معماری خاص خود، به نمادی از میزان توسعه اقتصادی و مشروعیت سیاسی حاکمان بدل شود. از سوی دیگر تبیین جایگاه این دروازه‌ها به‌عنوان بناهایی نمادین، در حالی که آستانه‌ای برای گذر شهروندان بودند، تداعی‌کننده هویت مدنی و خاطره جمعی شهری تهرانی‌ها در دوره قاجار و البته اولین نشانه برای مسافرانی بود که به پایتخت ایران نزدیک می‌شدند.
دروازه‌های تهران از لحاظ ماهیت کارکردی، فضایی ارتباطی به شمار می‌آمدند؛ ارتباط میان فضای محصور شهر و محیط پیرامون، به همین جهت ساختار این بناها خود تابع ملاحظات و سلسله مراتب کارکردی و اجتماعی ویژه‌ای بود. علاوه بر این دروازه‌های تهران در دوره قاجار عاملی مهم در نظارت بر ارتباطات و حفظ انتظامات شهری و در زمان کشمکش‌های مذهبی یا سیاسی وجود این دروازه‌ها بسیار کارآمد بود. اما یکی از جالب‌ترین مشاغل مرتبط با دروازه‌های تهران، «دروازه‌بانی» بود، چراکه این دروازه‌ها بهترین محل برای وصول مالیات و عوارض از کاروان‌ها و تجار به حساب می‌آمدند و به همین خاطر در دروازه‌های اصلی و پرتردد شهر مانند دروازه شاه عبدالعظیم، دروازه خراسان و دروازه قزوین اتاقک‌های گوشواره در داخل بنای دروازه برای اقامت دروازه‌بانان ساخته شده بود.
شایان ذکر است که مأموران دروازه‌ها دو نوع بودند: مأموران اخذ عوارض و مأموران تفتیش کالای قاچاق. عایدات دروازه‌ها به اجاره یک نفر بود که همه ساله به او واگذار می‌شد، به این معنی که از طرف دروازه‌بانان مبلغی به‌عنوان اجاره به دربار پرداخت می‌شد. رسمی که در بیشتر شئون حکومتی و گمرکات و هر محل درآمد مشابهی در ایران آن زمان انجام می‌گرفت. هرچند امروز با بررسی اسناد و کتابچه‌های دستنویس به جامانده از ثبت و ضبط مربوط به یادداشت‌های ورود و خروج مترددین سلطنتی، بازرگانان و مردم و انواع محصولات و کالاها از دوره ناصری، می‌توان میزان درآمد برخی از این دروازه‌بانان را محاسبه کرد.
اما تهران پیش از دوره ناصری صاحب حصار و دروازه بود که از آن به حصار صفوی (طهماسبی) یاد می‌شود و تا روی کارآمدن ناصرالدین شاه تعداد این دروازه‌ها شش دروازه بود. در زمان، ناصرالدین شاه تهران وسعت زیادی گرفته بود و نمی‌توانست در حصار کوچک طهماسبی باقی بماند، لذا به دستور ‌شاه شهر گسترش فراوانی یافت. حصار قدیمی تخریب و خندق جدیدی با الگوبرداری از نقشه شهر پاریس بنا شد. در این طرح توسعه، قرار شد که از سوی دروازه شمیران (در مدخل پامنار) یک هزار و هشتصد ذرع و از هر یک از سه ضلع دیگر یک هزار ذرع شهر را وسعت دهند و انجام این پروژه برعهده میرزا حسن‌خان مستوفی ملقب به مستوفی الممالک صدراعظم و میرزا عیسی‌ تفرشی معروف به میرزا عیسی‌خان وزیر قرار گرفت و آنها، چند نفر مهندس را مأمور ساختند تا طول و عرض خندق را معین کنند. روز یکشنبه یازدهم شعبان سال 1284 هجری قمری بیرون شهر (جایی در حدود میدان بهارستان امروز) سراپرده شاهی برافراشتند و گروهی از رجال در آنجا گرد آمدند و شاه در موضعی که خندق را طرح ریخته بودند کلنگی که از نقره بود به دست گرفت و به زمین زد. در این روز شهر طهران را دارالخلافه ناصری نام کردند و میرزا محرم خلیفه، مدرس زبان دارالفنون، این بیت را در تاریخ تأسیس این برج و باروی جدید چنین سرود:
طبع محرم با دل شاد از پی تاریخ گفت/ جاودان با فر یزدان باد شهر ناصری
و اینگونه شد که تمام برج و باروهای سابق تهران از دوره صفوی خراب و خندق قدیمی را پر کردند. خندق تهران را مطابق نقشه خندق پاریس به‌صورت هندسی مثمن ساختند. محیط شهر جدید بالغ بر بیست و دو کیلومتر شد و دوازده دروازه (احتمالا برای تبرک جستن از نام دوازده امام) بر گرد آن طراحی و ساخته شد. ساختمان این دروازه‌ها به سبکی تازه با منارهایی تزئینی و پیشانی خورشیدی، با کاشیکاری‌های هفت رنگ و معرق زینت یافت.
به این ترتیب حصاری هشت ضلعی با دوازده دروازه به نام‌های دروازه شمیران (در انتهای پل چوبی)، دروازه دوشان‌ تپه (در میدان شهدا)، دروازه دولاب (در سه‌ راه شکوفه)، دروازه خراسان (در میدان خراسان)، دروازه شاه عبدالعظیم (در میدان شوش)، دروازه غار (در تقاطع خیابان‌های شوش و هرندی)، دروازه خانی‌آباد (در محل تلاقی خیابان‌های شوش و شهید رجایی)، دروازه گمرک (در انتهای خیابان مولوی)، دروازه قزوین (در نزدیکی میدان قزوین)، دروازه باغ‌شاه (در میدان حر) و دروازه یوسف‌آباد (در محل تقاطع خیابان‌های جمهوری و حافظ) برای شهر طراحی و احداث شد.
هرچند مهم‌ترین کارکرد حصار، خندق و دروازه در شهرها قابلیت نظامی و تدافعی است، حصار و خندق اطراف تهران در روزگار ناصری فاقد ارزش نظامی بود. در همین زمینه سفرنامه‌نویسان خارجی هم‌نظرند که هم حصار قدیم (حصار صفوی) و هم حصار جدید (حصار قاجاری) که در طرح نوسازی پایتخت در 1284هجری قمری ساخته شد قابلیت دفاع از پایتخت در مقابل حملات احتمالی را نداشتند، به باور لرد کرزن خندق‌های تازه و برج و باروهای جدید اگرچه به تقلید از نقشه پاریس قبل از جنگ آلمان ساخته شدند ولی فاقد آن ارزش نظامی و دفاعی بودند. اما علاوه بر ساخت دروازه‌های جدید پیرامون شهر، میدان توپخانه نیز به مرکز جدید تهران بدل شد. این میدان دارای شش دروازه بود که زیباترین آنها دروازه ناصریه (که قبل از دوازده دروازه جدید ساخته شده بود و احتمالاً الگوی آنها هم بود) و دروازه دولت بود. دروازه شمالی میدان توپخانه از طریق خیابان دولت (یا خیابان سفرا) به میدان مشق که محل رژه و تمرین نظامیان پایتخت بود منتهی می‌شد و دروازه جنوب غربی آن از طریق خیابان الماسیه به ارگ سلطنتی و دروازه جنوبی از طریق خیابان ناصریه و شمس العماره به بازار و محلات جنوبی شهر متصل می‌شد. دروازه‌های داخلی تهران نیز از نظر سبک معماری و کارکرد، اهمیت زیادی داشتند که مطالعه آنها خالی از لطف نیست. خوشبختانه از میان آن همه دروازه تنها دو نمونه باقی مانده؛ اولی دروازه قدیمی میدان محمدیه، که در سالهای اخیر متأسفانه دستخوش تغییرات و تخریب‌هایی ناموزون شده و در بافت محله گم شده و دیگری دروازه سردرباغ ملی که نمادی باشکوه از دروازه‌های تهران قدیم و نمونه‌ای ارزشمند از سبک معماری اواخر دوره قاجار در قلب پایتخت است.  اما سرنوشت دروازه‌های تهران در دوره قاجار با به قدرت رسیدن رضاخان پایان غم‌انگیزی دارد. با آغاز حکومت پهلوی کلیه دروازه‌های دوازده‌گانه تهران و البته دروازه‌های داخلی شهر در مقابل سیل مدرنیته و توسعه خیابان‌های شهر توان مقاومت ندارند و به دستور کریم بوذرجمهری، شهردار وقت تخریب می‌شوند و به تاریخ می‌پیوندند. هرچند که می‌شد این بناهای زیبا حفظ شوند و خیابان کشی‌های جدید از کنار آنها عبور کنند و آنچنان که امروز در محل بیشتر این دروازه‌ها میدان یا چهارراهی شکل گرفته، بنای این دروازه همچون یک المان شهری سرجایش باقی می‌ماند.

روایتی از فراز و فرود دروازه‌های ناصری

منصور کرم‌زاده شیرانی
 مدرس دانشگاه
و پژوهشگر معماری
دوره قاجار بویژه عهد پنجاه ساله ناصرالدین شاه به‌دلیل آرامش نسبی در کشور و توسعه ارتباطات تجاری، سیاسی و تأسیس مدرسه دارالفنون زمینه تدریجی نفوذ معماری غربی در ایران ایجاد شد. این نفوذ ابتدا در دارالخلافه تهران و سپس در دارالسلطنه ایالتی و دارالحکومه ولایتی ممالک محروسه ایران آن زمان ادامه پیدا کرد. در شعبان 1284 هجری قمری مطابق با آذرماه 1246 هجری شمسی و بیستمین سالگرد پادشاهی ناصرالدین شاه، توسعه تهران با طرح حصار مهندس «مسیو بوهلر» فرانسوی به سبک شهرسازی ستاره‌ای اروپا در مدت 10 سال اجرا شد. تعداد پنجاه و هشت باروی مثلثی شکل با خندقی به عمق تقریبی پنج متر و با دوازده دروازه و پل در روی حصار خاکی با هندسه هشت ضلعی نامنتظم ساخته شد که البته در سال 1305 هجری قمری دروازه پل راه‌آهن هم به جمع این دروازه‌ها افزوده شد. در تعیین تعداد دروازه‌ها، علاوه بر نیاز به دسترسی به موقعیت‌ها، نواحی جمعیتی یا جغرافیایی پیرامون تهران آن روزگار، به نماد و مفهوم عدد دوازده نیز توجه شده بود. وجه تسمیه دروازه‌ها به موقعیت و دسترسی آنها بستگی داشت. به‌عنوان مثال، دروازه دولت در مسیر تردد شاه و درباریان به کاخ گلستان، دروازه شاه عبدالعظیم در مسیر شهرری و حرم حضرت عبدالعظیم حسنى(ع)، دروازه خراسان در مسیر خراسان و مشهد، دروازه دوشان تپه در مسیر تفرجگاه شاهان یا دروازه شمیران در راه منطقه شمیرانات و تجریش.
معماری و شهرسازی دوره قاجار
بنای مدرسه دارالفنون (1268-1266 هجری قمری) نقطه عطف و بنای شمس العماره (1284 هجری قمری) نقطه اوجی در معماری تلفیقی ایرانی و فرنگی دوران قاجار محسوب می‌شود. دلیل اصلی تحولات معماری را می‌توان در عوامل مؤثری چون ارتباطات نظامی، سیاسی، آموزشی و تجاری و رسانه طبقه‌بندی کرد. دهه 1280 هجری قمری در تهران عصر ناصری رویدادهای مهمی در حوزه معماری، طراحی شهری و توسعه شهری ایران آن زمان رقم خورد. به ترتیب بنای شمس العماره، طرح میدان توپخانه مبارکه و طرح گسترش شهر تهران از نقاط عطف این دهه به شمار می‌روند. هر یک از این تحولات با تأثیر از الگوهای غربی برای نخستین بار در این مقیاس در یک شهر ایرانی روی می‌دادند. در میان این تحولات، طرح توسعه تهران، خندق، باروی و دروازه‌های دارالخلافه به تأثیر‌پذیری از سبک شهرهای اروپایی شکل گرفت که در نوع بزرگی و ابعاد تأثیر‌پذیری بی‌نظیر بوده است. ایجاد اولین خیابان، تفکیک مستقیم و شطرنجی قطعات زمین داخل شهر، نشانی از تعامل صلح‌آمیز سنت و مدرنیسم در عهد ناصری است. متأسفانه این الگوی رفتار در سال های بعد دیگر تکرار نشد و در عهد پهلوی اول در طرح توسعه معابر به‌صورت قهرآمیز با حذف دروازه‌ها و سایر عناصر معماری سنتی ایران ادامه پیدا کرد.در شهر سنتی، با توجه به مقیاس ارتفاعی و دورنمای شهر، دروازه‌ها به‌عنوان مدخل ورودی، با تزئینات و کاشیکاری جلوه گری می‌کردند. اولین بار در تاریخ معماری و شهرسازی ایران بود که این دروازه‌ها با این طرح و سبک تلفیقی ایرانی – فرنگی و با چنین شکوه و قامت ساخته شده بودند، به طوری که در طرح نماسازی دروازه‌های دولت، شاه عبدالعظیم، خراسان و دوشان تپه کتیبه‌های کاشیکاری منقش به نقاشی یا طرح شمسه در عکس های تاریخی به یاد مانده است. در همه دروازه‌ها مناره‌های تزئینی بجز در دروازه‌های دولاب و پل راه‌آهن اجرا شده‌اند.
سبک معماری دروازه‌های تهران قدیم
 دروازه‌های به یاد مانده یا به جا مانده تهران قدیم را در سه گروه به قرار زیر می‌توان دسته‌بندی کرد.
گروه اول: دروازه‌های درونی تهران قبل از عهد ناصری عبارتند از: 1- دروازه ارگ، 2- دروازه نو یا دروازه محمدیه
گروه دوم: دروازه بیرونی تهران عهد ناصری به ترتیب اهمیت، ابعاد و سبک معماری عبارتند از: 1- دروازه دولت، 2- دروازه شاهزاده عبدالعظیم، 3- دروازه خراسان، 4- دروازه دوشان تپه، 5- دروازه خانی آباد 6- دروازه شمیران، 7- دروازه غار، 8- دروازه قزوین، 9- دروازه یوسف آباد، 10- دروازه گمرک، 11-دروازه باغشاه، 12- دروازه دولاب، 13- دروازه پل راه‌آهن.
گروه سوم: دروازه‌های درونی تهران عهد ناصری و اواخر قاجاری عبارتند از: 1- دروازه باب همایون 2- دروازه میدان مشق 3-دروازه باغ ملی.
سبک معماری گروه اول ایرانی سنتی؛ سبک معماری گروه دوم به سبک ایرانی- فرنگی متقدّم؛ سبک معماری گروه سوم به سبک ایرانی-فرنگی متأخر هستند.
توصیف معماری دروازه ها
 از ویژگی های معماری دروازه‌های ناصری، می‌توان به تناسبات هندسی نما دو به سه یا دو به پنج، رعایت سلسله مراتب فضایی در پلان شامل پل، جلوخان داخلی و خارجی، پیش طاق، درگاه و رواق و عناصر معماری شامل در، کوبه، آستانه، سکو، رَف، طاق، نگهبانی و کتیبه اشاره کرد. عرض و ارتفاع و ضخامت دروازه‌ها متفاوت بوده است. بزرگترین ابعاد متعلق به «دروازه دولت» به عرض: 28 متر، ارتفاع: 15 متر و ضخامت: حدود 5 متر و کمترین ابعاد هم متعلق به «دروازه پل راه‌آهن» به عرض: 12 متر، ارتفاع:8 متر و ضخامت 5/0 متر بوده که کلیه دروازه با مصالح سنتی ایرانی از قبیل آجر، خشت و آجر با نمای کاشیکاری اجرا شده‌اند.
پایان سخن
 از میان دروازه‌های تهران قدیم، فقط دروازه سردر باغ ملی و تهران نو (دروازه محمدیه) به جا مانده است. بقیه دروازه‌ها در عهد پهلوی اول با تصویب طرح توسعه معابر تهران در سال 1312 هجری شمسی تا اجرای نقشه مصوب طرح توسعه تهران به سال 1316 هجری شمسی، توسط بلدیه (شهرداری) همگی تخریب و با خاک یکسان شده‌اند. اینک بعد از پشت سرگذاشتن مدرنیسم و قرارگیری در مسیر پیش رو، نیاز به بازآفرینی کالبدی و فرهنگی دروازه‌های تهران عهد ناصری دیده می‌شود؛ دروازه‌هایی که در بدو آغازین شهر، نمادی از تلفیق و تعامل سبک معماری ایرانی و فرنگی محسوب می‌شدند. البته در سال های اخیر، دروازه‌های قزوین، غار و شاهزاده عبدالعظیم توسط شهرداری نوسازی شده که متأسفانه دروازه قزوین با طرحی غیر واقع اجرا شده است. حال با توجه به مطالب، می‌توان چنین گفت که به‌نظر می‌رسد با بازخوانی و مطالعه به یاد مانده سبک معماری و بازآفرینی فرهنگی این دروازه‌ها که نماد تعامل سنت و مدرنیسم تهران قدیم به‌حساب می‌آیند ضروری‌تر و مهم‌تر از نوسازی صرف کالبدی بدون محتوا، به اصطلاح مجسمه وار و ماکت گونه آنها باشند.

دروازه‌های طهران؛ شکوه تهران دوران قاجار

امیرهوشنگ للهی
 مدیر موزه عکاسخانه شهر
در مقدمه کتاب «دروازه‌های طهران قدیم» پرفسور ویلم فلور ایران‌شناس هلندی اینگونه نوشته است: «تهران شهر زیبایی نبوده و نیست. با این حال، در گذشته و خوشبختانه امروز، گوشه‌هایی از زیبایی در میان اوضاع ملال‌آور و رخوت عمومی این شهر قاجاری وجود داشته و دارد.» فلور دو نکته را به‌عنوان گوشه‌های زیبای تهران معرفی می‌کند، یکی درختان و باغ‌های آن و دیگری دروازه‌های آن. امروزه تقریباً از هیچ کدام این دو نکته چیزی باقی نمانده است. باغ‌ها و درختان به اندازه بسیاری تخریب و نابود شده‌اند و دروازه‌ها نیز جز سردر باغ ملی اثری ازآنها نیست. همه در همان دوران توسعه جنون‌آمیز شهر در روزگار پهلوی نابود شده‌اند و در مسیر تقابل سنت و مدرنیته، این نابودی شدت گرفته و کامل شده است. امروز نه از آن شکوه و زیبایی این شهر در دوران قاجار چیزی باقی مانده است و نه از آن سبزی و زیبایی.دروازه‌های دوازده‌گانه که از سایر ساختمان‌ها و بناهای اطراف‌شان مرتفع‌تر بودند و خود را به‌عنوان یک سازه‌ منحصر به فرد و زیبا رخ می‌نمایاندند، با کارکردهای اقتصادی و نظامی، علاوه بر نمادین بودن، هر کدام براساس مهم‌ترین معیارهای معماری و هنر زمانه خود طراحی و اجرا شده‌اند. به این معنی که کاشی‌کاری‌های معقلی و هفت رنگ این بنا‌ها از درخشان‌ترین و عالی‌ترین سطوح هنری دوران قاجار برخوردار بوده‌اند. سردر، ستون‌ها و مناره‌های دروازه‌، مکان‌هایی برای کتیبه‌های خوشنویسی بوده‌اند. این کتیبه‌ها با خط درخشان نستعلیق و کوفی بنایی تزیین می‌شدند و در مواردی آیات قرآن، احادیث و اسما‌ء‌الله روی آنها نقش می‌بسته‌اند. در کنار این، تصاویری از نبرد رستم و دیو سپید، شیر و خورشید و... بر متن آنها نقش می‌بست. می‌توان دروازه‌ها را نمادی تمام و کمال از هنر ظریف و ملایم دوران قاجار دانست. هر کدام‌ از 12 دروازه‌‌، علاوه بر کارکردهایی که ذکر شد، کارکرد زیباشناسانه نیز داشته‌اند. درواقع می‌توان این بناها‌ها را که حصاری به دور شهر تهران بودند و در آستانه شهر قرار داشتند، یک حجم زیبا و غول‌پیکر در دوران خودشان دانست که علاوه بر کارکردهای خاص خود، نما و چهره‌ای زیبا به شهر داده بودند. اوج معماری و هنرمندی ظریف و بی‌بدیل که چشم هر رهگذری را خیره می‌کردند. شاید با مفاهیم جدید بشود هر کدام‌شان را نمادی از یک هنر یا حجم مکان‌ویژه دانست. دروازه‌هایی که هویت‌های نمادین برای تهران بودند.





آدرس مطلب http://iran-newspaper.com/newspaper/page/6824/10/473638/0